رویاهای آویزون
 
نويسندگان
لینک دوستان
پيوندهای روزانه

ترا من زهر شيرين خوانم اي عشق

كه نامي خوشتر از اينت ندانم

وگر هر لحظه رنگي تازه گيري به غير از زهر شيرينت نخوانم

به آساني مرا از من ربودي

درون كوره غم آزمودي

دلت آخر به سرگردانيم سوخت

نگاهم را به زيبايي گشودي

فريدون مشيري

[ ۱۳۸٥/٦/۱٥ ] [ ۱۱:٤۳ ‎ق.ظ ] [ سوسن سوسن ] [ نظرات () ]

نه بسته‌ام به كس دل

نبسته كس به من دل

چو تخته پاره بر موج

رها رها رها من

 

ز من هر آنكه او دور

چو دل به سينه نزديك

به من هر آنكه نزديك

از او جدا جدا من

 

نه چشم دل به سويي

نه باده در سبويي

كه تر كنم گلويي

به ياد آشنا من

 

ستاره‌ها نهفته

در آسمان ابري

دلم گرفته اي دوست

هواي گريه با من
[ ۱۳۸٥/٦/۱٢ ] [ ٧:٢۳ ‎ب.ظ ] [ سوسن سوسن ] [ نظرات () ]
در نوازشهاي باد

در گل لبخند دهقانان شاد.

در سرود نرم رود

خون گرم زندگي جوشيده بود.

 

نوشخند مهر آب

آبشار آفتاب

در صفاي دشت من كوشيده بود.

 

شبنم آن دشت از پاكيزگي

گوييا خورشيد را نوشيده بود!

 

 

روزگاران گشت و گشت...

داغ بر دل دارم از اين سرگذشت.

داغ بر دل دارم از مردان دشت.

 

 

ياد باد آن خوش نوا آواز دهقانان شاد

ياد باد آن دلنشين آهنگ رود

ياد باد آن دلنشين آهنگ رود

(( ياد باد آن روزگاران ياد باد))

 

دشت با اندوه تلخ خويش تنها مانده است

زان همه سرسبزي و شور و نشاط

سنگلاخي سرد برجا مانده است!

 

آسمان از ابر غم پوشيده است

چشمه سار لاله ها خوشيده است

 

جاي گندم هاي سبز

جاي دهقانان شاد

خارهاي جانگزا جوشيده است!

 

بانگ بر ميدارم از دل:

 

((خون چكيد از شاخ گل، باغ و بهاران را چه شد؟

دوستي كي آخر آمد دوستداران را چه شد؟))

 

سرد و سنگين، كوه ميگويد جواب:

-خاك،خون نوشيده است!

فریدون مشیری

[ ۱۳۸٥/٦/٤ ] [ ٥:۱٠ ‎ب.ظ ] [ سوسن سوسن ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

....
موضوعات وب
 
صفحات دیگر
امکانات وب