رویاهای آویزون
 
نويسندگان
لینک دوستان
پيوندهای روزانه

دلا اي رهگذر كز راه ياری

 

قدم بر تربت ما مي گذاری

 

در اينجا شاعري غمناك خفته است

 

رهي در سينه اين خاك خفته است

 

فرو خفته چو گل با سينه چاك

 

فروزان آتشي در سينه خاك

 

بنه مرهم ز اشكي داغ ما را

 

بزن آبي بر اين آتش خدا را

 

به شبها شمع بزم افروز بوديم

 

كه از روشندلي چون روز بوديم

 

كنون شمع مزاري نيست ما را

 

چراغ شام تاري نيست ما را

 

سراغي كن ز جان دردناكی

 

بر افكن پرتوي بر تيره خاكی

 

ز سوز سينه با ما همرهي كن

 

چو بيني عاشقي ياد رهي كن

 

شاعر: رهي معيري

 

[ ۱۳۸٤/۱٠/٢٧ ] [ ۳:۱٦ ‎ب.ظ ] [ سوسن سوسن ] [ نظرات () ]

چند روز پيش وقتي از دانشگاه بر مي گشتم هوا باراني شد و مثل هميشه ترافيك هم پشت سر آن از راه رسيد. ماشينها متوقف بودند و من هم مثل هميشه براي لذت بردن از ترافيك به موسيقي متوسل شدم و بعد از روشن كردن ضبط بيخيال به صندلي تكيه دادم كه چشمم به جويهاي دو طرف خيابان افتاد. جويها لبالب پر از آب بود. موشها از توي جوي بيرون آمده بودند و با خيال راحت در حال راه رفتن توي پياده رو بودند. مردم هم خيلي با احترام براي آنها راه باز مي كردند (يادمان نرود كه خيلي وقتها احترام به خاطر ترس است!!). ياد درس ترم پيش افتادم كه استاد مي گفت مقاومترين موجودات در برابر حملات شيميايي اول تك سلوليها هستند، بعد حشرات و بعد موشها. موجودات ديگر اغلب ميميرند يا جهش ژنتيكي پيدا مي كنند. باز هم خيالبافي هميشگي به سراغم آمد و وارد دنياي ديگري شدم. دنيايي كه در آن يك فاجعه در حال وقوع بود. فاجعه از آنجا شروع شد كه يك زن با چهره اي خسته از سر كار بر گشت و در خانه را باز كرد ولي وقتي وارد خانه شد با صحنه اي روبرو شد كه بي اختيار جيغ كشيد. يك موجود پشمالو با بيخيالي وسط يك مشت كتاب نيم جويده نشسته بود و با زبان كوچكش دور دهانش را مي‌ليسيد. زن اولين چيزي كه به دستش رسيد –يعني يك لنگه كفش- را به طرف موش پرتاب كرد و البته موش هم بي تفاوت ننشست و با يك خيز خيلي سريع پريد و با دندانهايش از دست زن آويزان شد.

اين اولين حمله يك موش به يك آدم بود. زخم دست او با وجود انواع و اقسام دوا و درمانها هرگز خوب نشد و عاقبت دستش را تا آرنج قطع كردند. اگر اين حادثه فقط براي او رخ داده بود شايد فقط يك اتفاق بود ولي بعد از آن حمله موشها به آدمها بارها و بارها تكرار شد. حادثه‌اي كه در آن يك موش تمام كتابخانه يك آدم را مي‌جويد و در صورت مقاومت آن آدم به او حمله مي‌كرد و زخمي درمان ناپذير را به او هديه مي‌داد.موشها روز به روز بيشتر مي‌شدند و هيچ دارويي بر آنها اثر نمي‌كرد. غذاي اين موجودات پشمالو فقط كتاب بود. موشها هوشمندتر و مقاومتر از آن چيزي بودند كه آدمها تصور مي‌كردند. هوش سرشار آنها با ذات پليدشان همراه مي‌شد و به آساني سبب نابودي كتابها مي‌شد. حادثه جالب ديگر اين بود كه ديگر آدمها آدم به دنيا نمي آوردند بلكه فرزندان آنها موش بودند. موشهايي كه از بدو تولد عاشق جويدن كتاب بودند. بالاخره روزي رسيد كه موشها همه زمين را فتح كردند. مثل آدمها زندگي كردند، لباس پوشيدند و غذا خوردند. اما ديگر خبري از كناب نبود. اين موجودات در دل به آدمها كه اين قدر حساس و شكننده بودند مي‌خنديدند. به نظر شما اين دنيا خيالي بود  يا ما الان در آن در حال زندگي هستيم؟ لطفا نظر بدهيد.

 

[ ۱۳۸٤/۱٠/٢٥ ] [ ۳:۳٢ ‎ب.ظ ] [ سوسن سوسن ] [ نظرات () ]

 

از اين تنگين قفس جانا پريدي  وزين زندان طراران رهيدي

ز روي آينه گل دور كردي در آيينه بديدي آنچه ديدي

خبرها مي‌شنيدي زير و بالا بر آن بالا ببين آنچه شنيدي

چو آب و گل به آب و گل سپردي قماش روح بر گردون كشيدي

ز گردشهاي جسماني بجستي به گردشهاي روحاني رسيدي

گزين كن هر چه مي‌خواهي و بستان چو ما را بر همه عالم گزيدي

دگر باره شه ساقي رسيدي مرا در حلقه مستان كشيدي

دگرباره شكستي توبه ها را به جامي پرده ها را بردريدي

 

شاعر=مولانا

[ ۱۳۸٤/۱٠/٢٥ ] [ ٢:۱٧ ‎ب.ظ ] [ سوسن سوسن ] [ نظرات () ]

وه كه جدا نمی‌شود نقش تو از خيال من

تا چه شود به عاقبت در طلب تو جان من

ناله زير و زار من زارتر است هر زمان

بس كه به هجر می دهد عشق تو گوشمال من

نور ستارگان ستد روی چو آفتاب تو

دست نمای خلق شد قامت چون هلال من

پرتو نور روی تو هر نفسی به هر كسی

می رسد و نمی رسد نوبت اتصال من

خاطر تو به خون من رغبت اگر چنين كند

هم به مراد دل رسد خاطر بدسگال من

ديده زبان حال من بر تو گشاد رحم كن

چون كه اثر نمی كند در تو زبان قال من

برگذری و ننگری بازنگر كه بگذرد

فقر من و غنای تو، جور تو اهتمام من

چرخ شنيد ناله ام گفت منال سعديا

كه آه تو تيره می كند آينه جمال من 

 

شاعر= سعدی

[ ۱۳۸٤/۱٠/٢٥ ] [ ۱:۳٧ ‎ب.ظ ] [ سوسن سوسن ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

....
موضوعات وب
 
صفحات دیگر
امکانات وب